الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

332

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

و وال أناساً قولهم و حديثهم * روى جدّنا عن جبرئيل عن البارى « 1 » اگرچه علماى اهل سنّت اين جهات را مراعات نكرده و بر خلاف دستور و سفارش اكيد پيغمبر صلى الله عليه و آله ديگران را نيز در عرض اهل بيت عليهم السلام قرار داده و قول و كلام و عمل آنها را كه هيچ اعتبارى ندارد اخذ و بدان احتجاج مىكنند و بيشتر و بلكه تقريباً تمام مسائل اصول و فروع را از آنان اقتباس مىنمايند ، مع‌ذلك در مواردى ناچار منكر اين مطلب نمىشوند كه تبعيّت و پيروى از اهل بيت خصوصاً اميرالمؤمنين على عليه السلام موجب نجات و اطمينان‌بخش است و هر كس آن حضرت را در مسائل مورد اختلاف بين امّت ، امام خود قرار دهد يقيناً رستگار است ، چنان كه فخر رازى در تفسير خود در مسألهء جهر به « بسم اللَّه » ، صريحاً اين مطلب را عنوان كرده و جهر به « بسم اللَّه » را در اختيار نموده است . « 2 » بنابراين اگر تعصّب و عناد كنار گذاشته شود و با توجّه به اينكه بعضى از بزرگان علماى اهل سنّت مثل مرصفى و عبده ارج و اعتبار و ارزش نهج‌البلاغه را در عالىترين درجات ستوده‌اند و بلكه عبده تمام نهج‌البلاغه را قطعىالصّدور مىداند و آن را بر تمام معاجم لغت مقدّم مىشمارد ، بايد براى رفع اختلافاتى كه در معارف الهى واقع شده است همگان نهج‌البلاغه را حَكَم قرار داده و به آن رجوع نمايند و به مجادلاتى كه دارند ، خاتمه دهند . مع‌الوصف تعجّب است از كسى مثل عبده كه با وجود تأكيدى كه بر صحّت نهج‌البلاغه و انتساب آن به امام على عليه السلام دارد ، در كتابهايى كه دربارهء توحيد و اعتقادات نوشته است ، در مسائل مورد اختلاف ، به آن مراجعه نمىكند و در ضلالتهاى سابقين گرفتار مىمانَد .

--> ( 1 ) . للّه دَرُّ قائله و ناقله . ( 2 ) . تفسير كبير ، ج 1 ، ص 207 .